حاج ملا هادي السبزواري

269

شرح مثنوى

مولمه نماند . اين است كه ثانياً خود را به آتش مىزند . و اهل عشق مىگويند كه صورت مولمه در خيال هست ، چون عشق به نور دارد ، مرّةً بعد اُولى و كرّةً بعد اُخرى به آتش مىزند . چنان كه نسخهء « بست او زنّار را » مناسب اين است ، و نسخهء ديگر « بست آن سو بار را » . ( ( 347 ) ) چون بيامد سوخت پرش را گريخت * باز چون طفلان فتاد و ملح ريخت ن 1059 20 - ك 357 13 ملح ريخت : كلامى است كه مردم در وقت افتادن كودكان مىگويند تا مشغول شوند و الم را فراموش كنند . ( ( 352 ) ) باز از يادش رود توبه و انين * كاَوهَنَ الرَّحْمنُ كَيدَ الكاذِبين ن 1060 3 - ك 357 17 كاوهن الرحمن : اشارت است به آيهء * ( « أَنَّ الله مُوهِنُ كَيْدِ اَلْكافِرِينَ » 8 : 18 ( 1 ) . يعنى بدرستى كه خداى تعالى سُست كننده است مكر كفّار را . ( ( 353 ) ) كُلَّما هُم اَوقَدُوا نارَ الوَغى * اَطفَأَ الله نارَهُم حَتَّى انطَفى ن 1060 5 - ك 357 17 كلَّما هم : اقتباس است از كريمهء * ( « كُلَّما أَوْقَدُوا » 5 : 64 ( 2 ) الاية . يعنى هر زمان كه بر افروختند كفّار آتش حرب را ، خاموش گرداند خدا آتش ايشان را . ( ( 363 ) ) اين چنين آتش كشى اندر دلش * ديدهء كافر نبيند از عمش ن 1060 16 - ك 357 25 عمش : ضعف رؤيت با سيلان آب از چشم . ( ( 367 ) ) خانه با بنّا بود معقولتر * يا كه بىبنّا بگو اى كم هنر ن 1060 20 - ك 357 27 معقولتر : مراد به « معقول » ، حاصل در نزد عقل است ، مُساوق با مفهوم . اعمّ از معقول خاص و موهوم و متخيّل . پس اشكالى نيست در استعمال صيغهء تفضيل . ( ( 374 ) ) همچو اسپاه مغل بر آسمان * تير مىانداز دفع نزع جان ن 1061 4 - ك 357 31

--> ( 1 ) قرآن كريم ، سورهء انفال ، آيهء 18 . . ( 2 ) قرآن كريم ، سورهء مائده ، آيهء 64 . .